مسلمانها از رهبانان عبادت پیشهای که در کویرها معاش میکردند، چیزهای فراوانی ـ به ویژه از ارثیه معنوی و روضه خوانشان ـ آموختند. چه بسا این صحبت صحیح باشد که غنای معنوی عرفان اسلامی، فیض تعامل نظریه اسلامی با زهد و تقوا رهبانیای میباشد که در صحرای شبه جزیره ایالات متحده عربی و صحرای سوریه و دیگر قلمروهای دولت اسلامی و گویش عربی وجود داشته میباشد.
۸ - تعبیر و تفسیر و تأویل قرآن
[دستکاری]
قرآن کریم و مهربان به رابطه ها مسیحیان و مسلمانها به دیده روابطی ویژه مینگرد، ولی قرآن هم مانند هر کتاب مقدس دیگری همواره گزینه تعبیر و تاویل میباشد و دارنده معانی فراوان:
«قل لو کان البحر مداداً لکلمات ربّی لنفد البحر قبلی ان تنفد عبارات ربّی؛ [۱۹] بگو: در صورتی دریا برای لغت ها پروردگارم مرکّب خواهد شد، قبل از آن که کلمه ها پروردگارم نقطه پایان پذیرد، شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد مسلماً دریا نقطه پايان مییابد».
حدیثی هم داریم که قرآن را دارنده ظواهر و درون، و هر ظاهری را دارنده باطنی ـ تا هفت یا این که هفتاد بطن ـ میداند. طبیعی میباشد که هر تفسیری، رفلکس بعدازظهر و زمان میباشد که تالیف کنندهاش در آن میزید؛ ولی مشاهده میکنیم که از دیر مجال، مسلمانها از فرهنگ وتمدن کثرتپذیر قرآنی مسافت گرفتهاند؛ حتیدر تاریخ رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد طبری و سایرافراد می خوانیم که آنها آیه ۶۲ سوره بقره را که می گوید: نصارا و اهل دیگر ادیان که به معبود ایمان داراهستند در نزد آفریدگار جایزه دارا هستند، اینگونه تعبیروتفسیر کردهاند کهاین آیه درباره سلمان فارسی و یاران وی نازل گردیدهاست؛ و نیز آیاتی که نصارا را به باعث تکبر نورزیدن و پرستش خداوند میستاید، مرتبط آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد با نجاشی و یاران وی که به رسالت محمد (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) ایمان آوردند و مسلمان شدند میدانند. پرسشی که اینجا مطرح می شود این میباشد که در حالتیکه این اشخاص مسلمان شدند، دیگر چه طور این آیه ها بر آن ها قابل تطبیق میباشد؟ با آن که درباره اهل کتاب یا این که غیرمسلمانبودن نازل شدهاست که چنانچه غیرمسلمانی مسلمان گردد، مسجد النبی کوهسنگی مشهد حکمش همچون حکم دیگر مسلمانها میباشد. براین اساس، بایستی این نشانهها را در چارچوب عام قرآنی آن، استیناف و رسیدگی کنیم، خیر در چارچوب تیم معینی که در تاریخ ظهور کردند و گذشتند.
۹ - غرض از رابطه ادیان
[دستکاری]
اکنون می بایست بهاین نکته بپردازیم که غرض از ارتباط متمایز بین مسلمانها و مسیحیان و به صورت خاص، و ارتباط مسلمانها و رهروان دیگر ادیان و به ویژه، اهل کتاب چیست، مقصود مهم از این ارتباط، بیان کرد وگو و همزیستی میباشد، خیر صرفا همزیستی مسالمتآمیز که همزیستی ایمانی در بین رهروان دیگر ادیان و امت اسلامی و کلیسای مسیحی و دیگر افراد خواسته لحاظ میباشد. طبیعی میباشد کهاین هم زیستی ایمانی بایستی برپایهٌ مبادی معینی پایدار باشد که به حیث اینجانب گزینه توافق تمامی ما میباشد. در قرآن، خداوند در خطاب به محمد (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) به همگی مسلمانها و اهل کتاب پیام میفرستد:
«قل یا این که اهل الکتاب تعالوا الی کلمة سواء بیننا و بینکم…؛ [۲۰] بگوای اهل کتاب، بیایید بر راز سخنی که در میان ما و شما یکسان میباشد بایسیتم. آن صحبت یکسان این میباشد که جز خداوند را نپرستیم، و این یعنی اینکه صرفا خداوند را بپرستیم و چیزی را سهیم وی نگردانیم و برخی از ما برخی دیگر ـ یا این که چیز دیگری ـ را به خدایی نگیرد».
خداوند به مسلمانها خطاب مینماید:
«ولاتجادلوا اهل الکتاب الاّ بالتی هی احسن الاّ الذین ظلموا منهم؛ [۲۱] و با اهل کتاب جز به [طرزای] که عالی میباشد، مجادله مکنید، مگر [با] اشخاصی از آنها که ستم کردهاند».
ستم مدام انحراف از روش عدل و میانروی میباشد و در اسلام هر دو سیرتکامل ستم ـ یعنی ستم بر خود و ستم به سایر افراد ـ حرام میباشد. بهدنبال میفرماید:
«الاّ الذین ظلموا منهم و قولوا آمنّا بال و پرّذی انزل الیکم و الهنا و الهکم واحد و نحن له مسلمون؛ [۲۲] مگر [با] اشخاصی از آن ها که ستم کردند و بگویید: به آنچه به سوی ما نازل گردیده و [آنچه] به سوی شما نازل شده ایمان آوردیم، و خدای ما و خدای شما یکیاز میباشد و ما تسلیم اوییم».
۱۰ - اسلام در قرآن
[بازنویسی]
سه نکته دیگر باقی میماند: در آغاز اینکه آن «اسلام» که قرآن بدان فرا میخواند کدام میباشد؟ قرآن می گوید:
«انّ الدین عندالله الاسلام؛ [۲۳] در واقعیت، آئین نزد آفریدگار به عبارتی اسلام میباشد».
در همین سوره به دو آیه دیگر نیز دراین مورد بر میخوریم:
«و لو آمن اهل الکتاب لکان خیراً لهم…؛ [۲۴] و در شرایطیکه اهل کتاب ایمان آورده بودند، مسلماً برای شان عالی بود».
و آیه دوم می گوید:
«و اینجانب یبتغ غیرالاسلام دیناً فلن یقبل منه و هو فی الآخرة اینجانب الخاسرین؛ [۲۵] و کسی که جز اسلام، فقهی [دیگر] جوید، هیچوقت از او پذیرفته نشود، و او در آخرت از زیانکاران میباشد».
این اسلامی که قرآن همگی بشرها را بدان فرا می خواند، همانا اطاعت و انقیاد نسبت به عزم خداست؛ یعنی اینکه عزم بشر، بر پایه ی عزم پروردگار خواهد شد. اسلام یعنی اینکه آدم تسلیم خدای عزوجل و عزم و محبت و عفووبخشش وی خواهد شد. این اسلام، به عبارتی چیزی میباشد که به حیث قرآن کلیه پیامبران برای آن آمدهاند و به عبارتی مبنایی میباشد که هستی بر آن پایدار گردیدهاست. از حیث قرآن، دنیا هستی تسلیم پروردگار میباشد؛ چون از سنتهایی که خداوند در آن گذارده میباشد، تبعیت مینماید. اسلام بشر، برعکس اسلام ملائکه، اسلامی آزاد، برگزیده و از روی میل میباشد. ما بشرها و جنیان، تسلیمشدن یا این که تسلیمنشدن به معبود را بر میگزینیم. ولی این روایت دیگری داراست که آیا جن، بشر میباشد یا این که چیز دیگری میباشد؟ از دید قرآن، جن بشر وجود ندارد، بلکه آن ها از حریق آفریده گردیدهاند.
«و خلق و خوی الانسان اینجانب صلصال کالفخّار. و رفتار الجانّ اینجانب مارج اینجانب نار؛ [۲۶] بشر را از گل خشکیدهای سفال مانند آفرید و جنّ را از تشعشعی از حریق اخلاق و رفتار کرد».
«الاّ ابلیس کان اینجانب الجنّ ففسق عن دستور ربّه؛ [۲۷] جز ابلیس که از [دسته] جنّ بود و از دستور پروردگارش سرپیچید».
۱۱ - خلیفه الهی در زمین
[بازنویسی]
از نگاه قرآن، مخلوقات سه سیرتکاملاند: اولیه، ملائکه که از متاع نورند و نافرمانی معبود نمی کنند (ابلیس از فرآورده ملائکه عدم وجود). دوم، جنّ که از حریق آفریده گردیده است و ابلیس از وی بود. سوم، بشر که همین جانور زمینی خاکی میباشد. خداوند اسمها را به بشر فراگرفت و اورا جانشین خویش قرار اعطا کرد. آفریدگار میگوید:
«انّی جاعل فی الارض خلیفة؛ [۲۸] اینجانب در زمین جانشینی خواهم گماشت».
این خلافت الهی، به عبارتی تکلیف و امانتی میباشد که خداوند آن را به افقها و زمین و کوهها عرضه کرد و آنها از برداشتن آن سرباز زدند و از آن هراسناک شدند، و آدم آن را برداشت. بدین ترتیب، جانشینی آفریدگار در زمین ـ که از آنِ تمامی آدمها میباشد ـ خصوصیت بشر میباشد و حکم مینماید که جوهر اسلام، برداشتن توشه جانشینی و ودیعت الهی به سیرتکاملای سزاوار میباشد. هماینگونه اسلام، همین شریعتی میباشد که حضرت محمد (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) آورده که مردمانی اورا تقلید کردند و دیگرانی هم از وی تاسی نکردند. این اسلام به عبارتی میباشد که امام جعفر درستگو (علیهالسّلام) می گوید:
«الاسلام ما علیه تتناکحون و تتوارثون، و الایمان ما علیه تثابون و تعاقبون.»
اسلام به عبارتی چیزی میباشد که مبتنی بر آن نکاح می کنید و ارث می برید، و ایمان آن چیزی میباشد که بر پایه ی آن محرک و سزا میبینید.
اسلام به عبارتی چیزی میباشد که بادیهنشینان بدان گردن نهادند، اما ایمان نیاوردند:
«قالت الاعراب آمنّا قل لم تؤمنوا و لکن قولوا اسلمنا و لمّا یدخل الایمان فی قلوبکم؛ [۲۹] بادیهنشینان گفتند: ایمان آوردیم. بگو: ایمان نیاوردید، اما بگویید: اسلام آوردیم و هنوز در دلهای شما ایمان منش نیافته میباشد».
ولی حکمکردن بدین که ایمان در دل آدمها باطن گردیده یا این که نشده میباشد، صرفا از آن آفریدگار میباشد و از این رو، هیچوقت در اسلام محکمههای تفتیش عقاید بر پا نشده میباشد. هر که میگوید: لااله الاّ الله، شهیدشدن بر اسلام داده میباشد و مسلمان میباشد و همگی دستمزد و وظایف یک مسلمان را داراست. به این ترتیب، مضمون اسلام در دو سطح جهانی و تاریخی شرعی، قابل تحقیق میباشد.
در حدیثی آمده میباشد که جبرئیل از نبی و اصحابی که پیرامون آن حضرت بودند پرسید: اسلام چیست؟
حضرت جواب اعطا کرد: اینکه شعائر یا این که عنصرها اسلام را بر پاداری.
پرسید: ایمان چیست؟
جواب اعطا کرد: اینکه به پروردگار و ملائکه و کتابهای آسمانی و روز قیامت ایمان بیاوری.
آنگاه پرسید: احسان چیست؟
جواب اعطا کرد: اینکه آفریدگار را چنان بپرستی که گویی میبینیاش و در صورتی تو اورا نمیبینی، وی تورا میبیند.
براین اساس، احسان بالاترین جایگاه ایمان میباشد و آنگاه که ایمان و احسان و اسلام توده شدند، اسلام حقیقی و واقعی را تشکیل می دهند. بدین ترتیب، بایستی میان جوهر قرآنی معنا اسلام و اسلام تحت عنوان یک شریعت برای عموم، تفاوت بنیان.
مسلمانها از رهبانان عبادت پیشهای که در کویرها معاش میکردند، چیزهای فراوانی ـ به ویژه از ارثیه معنوی و روضه خوانشان ـ آموختند. چه بسا این صحبت صحیح باشد که غنای معنوی عرفان اسلامی، فیض تعامل نظریه اسلامی با زهد و تقوا رهبانیای میباشد که در صحرای شبه جزیره ایالات متحده عربی و صحرای سوریه و دیگر قلمروهای دولت اسلامی و گویش عربی وجود داشته میباشد.
۸ - تعبیر و تفسیر و تأویل قرآن
[دستکاری]
قرآن کریم و مهربان به رابطه ها مسیحیان و مسلمانها به دیده روابطی ویژه مینگرد، ولی قرآن هم مانند هر کتاب مقدس دیگری همواره گزینه تعبیر و تاویل میباشد و دارنده معانی فراوان:
«قل لو کان البحر مداداً لکلمات ربّی لنفد البحر قبلی ان تنفد عبارات ربّی؛ [۱۹] بگو: در صورتی دریا برای لغت ها پروردگارم مرکّب خواهد شد، قبل از آن که کلمه ها پروردگارم نقطه پایان پذیرد، شماره تلفن مسجد النبی کوهسنگی مشهد مسلماً دریا نقطه پايان مییابد».
حدیثی هم داریم که قرآن را دارنده ظواهر و درون، و هر ظاهری را دارنده باطنی ـ تا هفت یا این که هفتاد بطن ـ میداند. طبیعی میباشد که هر تفسیری، رفلکس بعدازظهر و زمان میباشد که تالیف کنندهاش در آن میزید؛ ولی مشاهده میکنیم که از دیر مجال، مسلمانها از فرهنگ وتمدن کثرتپذیر قرآنی مسافت گرفتهاند؛ حتیدر تاریخ رزرو مسجد النبی کوهسنگی مشهد طبری و سایرافراد می خوانیم که آنها آیه ۶۲ سوره بقره را که می گوید: نصارا و اهل دیگر ادیان که به معبود ایمان داراهستند در نزد آفریدگار جایزه دارا هستند، اینگونه تعبیروتفسیر کردهاند کهاین آیه درباره سلمان فارسی و یاران وی نازل گردیدهاست؛ و نیز آیاتی که نصارا را به باعث تکبر نورزیدن و پرستش خداوند میستاید، مرتبط آدرس مسجد النبی کوهسنگی مشهد با نجاشی و یاران وی که به رسالت محمد (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) ایمان آوردند و مسلمان شدند میدانند. پرسشی که اینجا مطرح می شود این میباشد که در حالتیکه این اشخاص مسلمان شدند، دیگر چه طور این آیه ها بر آن ها قابل تطبیق میباشد؟ با آن که درباره اهل کتاب یا این که غیرمسلمانبودن نازل شدهاست که چنانچه غیرمسلمانی مسلمان گردد، مسجد النبی کوهسنگی مشهد حکمش همچون حکم دیگر مسلمانها میباشد. براین اساس، بایستی این نشانهها را در چارچوب عام قرآنی آن، استیناف و رسیدگی کنیم، خیر در چارچوب تیم معینی که در تاریخ ظهور کردند و گذشتند.
۹ - غرض از رابطه ادیان
[دستکاری]
اکنون می بایست بهاین نکته بپردازیم که غرض از ارتباط متمایز بین مسلمانها و مسیحیان و به صورت خاص، و ارتباط مسلمانها و رهروان دیگر ادیان و به ویژه، اهل کتاب چیست، مقصود مهم از این ارتباط، بیان کرد وگو و همزیستی میباشد، خیر صرفا همزیستی مسالمتآمیز که همزیستی ایمانی در بین رهروان دیگر ادیان و امت اسلامی و کلیسای مسیحی و دیگر افراد خواسته لحاظ میباشد. طبیعی میباشد کهاین هم زیستی ایمانی بایستی برپایهٌ مبادی معینی پایدار باشد که به حیث اینجانب گزینه توافق تمامی ما میباشد. در قرآن، خداوند در خطاب به محمد (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) به همگی مسلمانها و اهل کتاب پیام میفرستد:
«قل یا این که اهل الکتاب تعالوا الی کلمة سواء بیننا و بینکم…؛ [۲۰] بگوای اهل کتاب، بیایید بر راز سخنی که در میان ما و شما یکسان میباشد بایسیتم. آن صحبت یکسان این میباشد که جز خداوند را نپرستیم، و این یعنی اینکه صرفا خداوند را بپرستیم و چیزی را سهیم وی نگردانیم و برخی از ما برخی دیگر ـ یا این که چیز دیگری ـ را به خدایی نگیرد».
خداوند به مسلمانها خطاب مینماید:
«ولاتجادلوا اهل الکتاب الاّ بالتی هی احسن الاّ الذین ظلموا منهم؛ [۲۱] و با اهل کتاب جز به [طرزای] که عالی میباشد، مجادله مکنید، مگر [با] اشخاصی از آنها که ستم کردهاند».
ستم مدام انحراف از روش عدل و میانروی میباشد و در اسلام هر دو سیرتکامل ستم ـ یعنی ستم بر خود و ستم به سایر افراد ـ حرام میباشد. بهدنبال میفرماید:
«الاّ الذین ظلموا منهم و قولوا آمنّا بال و پرّذی انزل الیکم و الهنا و الهکم واحد و نحن له مسلمون؛ [۲۲] مگر [با] اشخاصی از آن ها که ستم کردند و بگویید: به آنچه به سوی ما نازل گردیده و [آنچه] به سوی شما نازل شده ایمان آوردیم، و خدای ما و خدای شما یکیاز میباشد و ما تسلیم اوییم».
۱۰ - اسلام در قرآن
[بازنویسی]
سه نکته دیگر باقی میماند: در آغاز اینکه آن «اسلام» که قرآن بدان فرا میخواند کدام میباشد؟ قرآن می گوید:
«انّ الدین عندالله الاسلام؛ [۲۳] در واقعیت، آئین نزد آفریدگار به عبارتی اسلام میباشد».
در همین سوره به دو آیه دیگر نیز دراین مورد بر میخوریم:
«و لو آمن اهل الکتاب لکان خیراً لهم…؛ [۲۴] و در شرایطیکه اهل کتاب ایمان آورده بودند، مسلماً برای شان عالی بود».
و آیه دوم می گوید:
«و اینجانب یبتغ غیرالاسلام دیناً فلن یقبل منه و هو فی الآخرة اینجانب الخاسرین؛ [۲۵] و کسی که جز اسلام، فقهی [دیگر] جوید، هیچوقت از او پذیرفته نشود، و او در آخرت از زیانکاران میباشد».
این اسلامی که قرآن همگی بشرها را بدان فرا می خواند، همانا اطاعت و انقیاد نسبت به عزم خداست؛ یعنی اینکه عزم بشر، بر پایه ی عزم پروردگار خواهد شد. اسلام یعنی اینکه آدم تسلیم خدای عزوجل و عزم و محبت و عفووبخشش وی خواهد شد. این اسلام، به عبارتی چیزی میباشد که به حیث قرآن کلیه پیامبران برای آن آمدهاند و به عبارتی مبنایی میباشد که هستی بر آن پایدار گردیدهاست. از حیث قرآن، دنیا هستی تسلیم پروردگار میباشد؛ چون از سنتهایی که خداوند در آن گذارده میباشد، تبعیت مینماید. اسلام بشر، برعکس اسلام ملائکه، اسلامی آزاد، برگزیده و از روی میل میباشد. ما بشرها و جنیان، تسلیمشدن یا این که تسلیمنشدن به معبود را بر میگزینیم. ولی این روایت دیگری داراست که آیا جن، بشر میباشد یا این که چیز دیگری میباشد؟ از دید قرآن، جن بشر وجود ندارد، بلکه آن ها از حریق آفریده گردیدهاند.
«و خلق و خوی الانسان اینجانب صلصال کالفخّار. و رفتار الجانّ اینجانب مارج اینجانب نار؛ [۲۶] بشر را از گل خشکیدهای سفال مانند آفرید و جنّ را از تشعشعی از حریق اخلاق و رفتار کرد».
«الاّ ابلیس کان اینجانب الجنّ ففسق عن دستور ربّه؛ [۲۷] جز ابلیس که از [دسته] جنّ بود و از دستور پروردگارش سرپیچید».
۱۱ - خلیفه الهی در زمین
[بازنویسی]
از نگاه قرآن، مخلوقات سه سیرتکاملاند: اولیه، ملائکه که از متاع نورند و نافرمانی معبود نمی کنند (ابلیس از فرآورده ملائکه عدم وجود). دوم، جنّ که از حریق آفریده گردیده است و ابلیس از وی بود. سوم، بشر که همین جانور زمینی خاکی میباشد. خداوند اسمها را به بشر فراگرفت و اورا جانشین خویش قرار اعطا کرد. آفریدگار میگوید:
«انّی جاعل فی الارض خلیفة؛ [۲۸] اینجانب در زمین جانشینی خواهم گماشت».
این خلافت الهی، به عبارتی تکلیف و امانتی میباشد که خداوند آن را به افقها و زمین و کوهها عرضه کرد و آنها از برداشتن آن سرباز زدند و از آن هراسناک شدند، و آدم آن را برداشت. بدین ترتیب، جانشینی آفریدگار در زمین ـ که از آنِ تمامی آدمها میباشد ـ خصوصیت بشر میباشد و حکم مینماید که جوهر اسلام، برداشتن توشه جانشینی و ودیعت الهی به سیرتکاملای سزاوار میباشد. هماینگونه اسلام، همین شریعتی میباشد که حضرت محمد (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) آورده که مردمانی اورا تقلید کردند و دیگرانی هم از وی تاسی نکردند. این اسلام به عبارتی میباشد که امام جعفر درستگو (علیهالسّلام) می گوید:
«الاسلام ما علیه تتناکحون و تتوارثون، و الایمان ما علیه تثابون و تعاقبون.»
اسلام به عبارتی چیزی میباشد که مبتنی بر آن نکاح می کنید و ارث می برید، و ایمان آن چیزی میباشد که بر پایه ی آن محرک و سزا میبینید.
اسلام به عبارتی چیزی میباشد که بادیهنشینان بدان گردن نهادند، اما ایمان نیاوردند:
«قالت الاعراب آمنّا قل لم تؤمنوا و لکن قولوا اسلمنا و لمّا یدخل الایمان فی قلوبکم؛ [۲۹] بادیهنشینان گفتند: ایمان آوردیم. بگو: ایمان نیاوردید، اما بگویید: اسلام آوردیم و هنوز در دلهای شما ایمان منش نیافته میباشد».
ولی حکمکردن بدین که ایمان در دل آدمها باطن گردیده یا این که نشده میباشد، صرفا از آن آفریدگار میباشد و از این رو، هیچوقت در اسلام محکمههای تفتیش عقاید بر پا نشده میباشد. هر که میگوید: لااله الاّ الله، شهیدشدن بر اسلام داده میباشد و مسلمان میباشد و همگی دستمزد و وظایف یک مسلمان را داراست. به این ترتیب، مضمون اسلام در دو سطح جهانی و تاریخی شرعی، قابل تحقیق میباشد.
در حدیثی آمده میباشد که جبرئیل از نبی و اصحابی که پیرامون آن حضرت بودند پرسید: اسلام چیست؟
حضرت جواب اعطا کرد: اینکه شعائر یا این که عنصرها اسلام را بر پاداری.
پرسید: ایمان چیست؟
جواب اعطا کرد: اینکه به پروردگار و ملائکه و کتابهای آسمانی و روز قیامت ایمان بیاوری.
آنگاه پرسید: احسان چیست؟
جواب اعطا کرد: اینکه آفریدگار را چنان بپرستی که گویی میبینیاش و در صورتی تو اورا نمیبینی، وی تورا میبیند.
براین اساس، احسان بالاترین جایگاه ایمان میباشد و آنگاه که ایمان و احسان و اسلام توده شدند، اسلام حقیقی و واقعی را تشکیل می دهند. بدین ترتیب، بایستی میان جوهر قرآنی معنا اسلام و اسلام تحت عنوان یک شریعت برای عموم، تفاوت بنیان.

امکانات و شرایط مسجد النبی کوهسنگی مشهد برای برگزاری مراسم